پاتک میلیونی بر علیه تک تعدادی اندک در 9 دی
همیشه در لحظه های خاص هر زمان ، وقتی که به اندیشه دست میزدم انگشت به دهان می ماندم که چگونه می توان این چنین تا این حد به رغم وجود این همه صفات اهورایی در ذات ،سیاه وکریح عمل نمود ،هرسال پس از ورود روزهای فاطمیه وصبر درآن ساعات ورسیدن روزهای رمضان در 19 تا بیست ویکمین روز آن که هرسال پشت سرهم یتیم می شویم وباز هم صبر می کنیم تا اینکه در محرم از اولین تادهمین روز آن ،در شب عاشورا تمام موهای سرمان سپید می شود واین تنها ظاهر صدمه ایست که می خوریم و زیادت غم حتی دیگر جانی دردستهایمان نمی گذارد تا که حرکتی کنیم و این جریان سالهاست که ادامه یافته است وما به یاد اسطوره عزیزمان در صبر، می توانیم هر لحظه را به سلامت پشت سر بگذاریم و برای لحظه بعد آماده شویم . همیشه دلهایمان گرم حضور در کنار یکدیگر بود، زمانیکه از کودک تا مسن ترها سینه می زدند ،فریاد سر می دادند وازدهام اندوه در دل را این چنین به گوش همه هستی می رساندند وما این عاشقان دل سوخته تنها به امید وصال با امام غایبمان زندگی کرده ایم این چنین به رغم حزن هر ساله هنوز نفس می کشیم . میدانید بدترین لطمه واردشده برتن رنجور را وقتی احساس می کنی که می بینی تمام این ستم های وارده بر عشق های خداوند از سوی انسان انجام شده است ومن دراین لحظه براین جمله قلم می زنم که چه ازدست انسان که نکشیده این خداوند، ودیگر آخرین تیر وارده برانداممان شلیک شد جایی که در محرم ودر روز عاشورا پرچم و خیمه امام حسین آتش می گیرد اما نه در 1400 سال پیش بلکه درسال 88 و درایران، واین کلمه آخربا تمام شرم و صدای آرام قابل خواندن است. اساسا چرا باید یکنفر دراین جا این چنین عملی را انجام دهد حتی اگر بعدها مشخص شود هدایت اصلی جریان را منافقین برعهده داشته اند وآی انسان چگونه تا این حد سیاه و کریح عمل می کنی ودیگر چرا بر مظلوم ترین فرد عالم هم رحم نمی کنی . هنوز هم بهتم زده و نمی توانم باور کنم و می خواهم دست به دامان واپس رانی از این هجمه بهت بگریزم . اما می ترسم که دراعماق ناخودآگاهم بدین غده عظیم ،سرطانی بس کشنده صورت گیرد ومن به علت انسان بودن جان عزیز را بسیار می ستایم. در روزی که دست بهترین شعرا ونویسندگان از نگاشتن باز می ماند وتنها همه زمین وآسمان فریاد می زدند،در اخبار ساعت 14 خبرش را شنیدیم پدرم درحالیکه مشت بر دیوار می کوفت ،مادرم اشک می ریخت ومن خشکم زده بود وصبر خداوند را نمیتوانستم درک کنم، هرچند که بلا فاصله ،همه ایران به تقبیح عمل این افراد دست زدندو در9دی همان سال حماسه ای برپا شد اما بازهم ازآتش دل چیزی کاسته نشد وما هنوز منتظریم تا ظهور ،که درآن جا به یکباره پاسخ این همه ظلم را بدهیم.
وبلاگ رسمی اداره بهزیستی فریمان با رویکرد اطلاع رسانی- آموزشی